محمد موسوى بجنوردى

85

مقالات اصولى ( فارسى )

نهى به نفس فعل تعلق دارد ، مثل نهى بيع الخمر . و گاه نهى به وصف آن معامله و نه خود آن متعلق است ، مانند « بيع ربوى » يا « بيع عند النداء » در روز جمعه ، كه مىفرمايد : « اذا نودى للصلاة من يوم الجمعة . . . . و ذرو البيع » : در روز جمعه وقتى اقامهء نماز شد ، بيع نكنيد . در هر دو مورد ، يعنى اعم از آنكه نهى به نفس معامله بخورد و يا نهى به وصف تعلق يابد ، كلام در اين است كه آيا نهى مذكور دلالت بر فساد دارد يا نه . محققان را در اين باب اقوال متعددى است . حتى بعضى به نقل ده قول پرداخته‌اند ، ولى برخى از اين اقوال تطويل بلاطائل و تعطيل وقت است . ازاين‌رو ، ما به نقل پنج قول از بزرگان محققان اكتفا مىكنيم . الف . نهى در معاملات ، و نيز در عبادات ، مطلقا دلالت بر فساد دارد ؛ يعنى نهى ، چه به نفس عبادت و معامله تعلق گيرد و چه به وصف داخل يا به وصف خارج بخورد ، مطلقا دال بر فساد است . ب . نهى در معاملات و نهى در عبادات مطلقا ، يعنى نه لغتا و نه شرعا ، دال بر فساد نيست . اين قول از آن دسته‌اى از شافعيان و دسته‌اى از معتزله ، مانند ابى عبد الله بصرى و ابى الحسين كرخى و قاضى عبد الجبار ، و جماعتى ديگر از علماى اهل سنت است . ج . نهى در عبادات و معاملات مقتضى فساد است شرعا ، مثل اينكه نهى به نفس فعل يا جزئش باشد ، مانند زنا ، شرب خمر و . . . يا نهى به وصف خارج باشد ، مثل وضو گرفتن با آب مغصوب يا نماز در اماكن مكروهه يا بيع وقت نداء يوم الجمعة . قائلان به اين قول مىگويند كه نهى شرعا دلالت بر فساد دارد ، حال آنكه در قول دوم هر دو نهى ، يعنى لغتا و شرعا ، دال بر فساد نيست . اكثر علماى اهل سنت و جماعت مفصلا متذكر اين مسئله شده‌اند ، و در كتبى مثل « احكام آمدى » ، « مطارح الانظار » ، و « ارشاد الفحول » مسائل مربوط به آن ذكر شده است . د . در قول چهارم ، ميان عبادات و معاملات قائل به تفصيل شده و گفته‌اند : اگر نهى به عبادت بخورد ، دلالت بر فساد عبادت دارد ؛ اما اگر نهى به معامله تعلق گيرد ، دلالت بر فساد معامله ندارد . امام فخر رازى از ابى الحسين بصرى اين مطلب را نقل مىكند و امام غزالى هم قائل به همين نكته است . از علماى شيعه نيز محقق حلى ،